فرضیه ارسال روسیه آمریکا اوکراین

فرضیه: ارسال روسیه آمریکا اوکراین آمریکایی تجهیزات نظامی اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار حوادث در این چند روز حتی یکبار غریبی نکرد/ رفتار رباینده خوب بوده ، زن متهم به ربودن کودک 3ساله/ پدرومادریوسف

در پی گم شدن مرموز پسرک 3 ساله در پایتخت، هنگامی که مأموران پلیس در سراسر پایتخت کشور عزیزمان ایران جست‌و‌جوی شبانه روزی را جهت یافتن کودک شروع کرده بودند، بعد

زن متهم به ربودن کودک 3ساله: در این چند روز حتی یکبار غریبی نکرد/پدرومادریوسف:رفتار رباینده خوب بوده

عبارات مهم : ایران

در پی گم شدن مرموز پسرک 3 ساله در پایتخت، هنگامی که مأموران پلیس در سراسر پایتخت کشور عزیزمان ایران جست و هوا شبانه روزی را جهت یافتن کودک شروع کرده بودند، بعد از چند شبانه روز پردلهره، زن میانسالی یکشنبه شب این کودک را به مأموران کلانتری پایتخت کشور عزیزمان ایران نو تحویل داد.

ایران نوشت:روز 27 تیر خانواده این کودک سه ساله که یوسف بهمن آبادی نام دارد در تماس با پلیس از گم شدن فرزندشان خبر دادند و بلافاصله تصویرهای کودک گمشده در اینترنت و رسانه ها منتشر و از مردم کمک خواسته شد.

در حالی که هیچ ردی از یوسف گمشده به دست نیامده بود، با گذشت یک هفته زن میانسالی این کودک را تحویل کلانتری 128 پایتخت کشور عزیزمان ایران نو داد. این زن مدعی شد یوسف را در خیابان پیدا کرده هست، ولی مأموران پلیس که به بیانات این زن ظنین شده است بودند با دستور قضایی او را بازداشت کردند و تحویل اداره مبارزه با آدم ربایی پلیس آگاهی دادند.

در این چند روز حتی یکبار غریبی نکرد/ رفتار رباینده خوب بوده ، زن متهم به ربودن کودک 3ساله/ پدرومادریوسف

وی در جریان بازجویی با رد اتهام کودک ربایی، گفت: «روز 27 تیر یوسف را در خیابان تنها و سرگردان دیدم. جهت اینکه به دست فرزند دزدها نیفتد، او را به منزل ام بردم و در این مدت جهت یافتن پدر و مادرش تلاش کردم ولی هنگامی که به جایی نرسیدم او را به کلانتری بردم و تحویل مأموران دادم.»

این زن صبح دیروز به دادسرای جنایی انتقال یافته شد و از سوی بازپرس آرش سیفی تحت بازجویی قرار گرفت،اما او به هیچ عنوان کودک ربایی را قبول نکرد و مدعی شد جهت اینکه فرزند به دام شخص دیگری نیفتد او را با خود برده هست. زن جوان از چند روز زندگی با یوسف گفت.

در پی گم شدن مرموز پسرک 3 ساله در پایتخت، هنگامی که مأموران پلیس در سراسر پایتخت کشور عزیزمان ایران جست‌و‌جوی شبانه روزی را جهت یافتن کودک شروع کرده بودند، بعد

خانواده یوسف را از قبل می شناختی؟

نه، تا به حال نه یوسف را دیده بودم و نه خانواده اش را.

پس آیا فرزند را با خودت بردی؟

پسرک در خیابان سرگردان بود، یکبار نزدیک بود ماشین به او بزند. یک بار هم مردی به سمتش رفت و با او صحبت کرد. به نظرم قصد بردن فرزند را داشت که به طرفش رفتم و گفتم با فرزند من چکار داری. او هم ترسید و رفت. سراغ فرزند رفتم و اسم و آدرسش را پرسیدم، ولی او حتی اسمش را هم نمی دانست. آدرس منزل ارزش را پرسیدم که تلاش کرد مرا به سمت منزل ارزش ببرد. یکبار گفت منزل مان آن طرف خیابان هست، ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدیم. چون دیدم بی پناه است و ممکن است گرفتار آدم رباها و فرزند فروش ها بشود، او را با خودم به منزل بردم.

در این چند روز حتی یکبار غریبی نکرد/ رفتار رباینده خوب بوده ، زن متهم به ربودن کودک 3ساله/ پدرومادریوسف

چرا او را به منزل ات بردی؟

جای دیگری را نمی شناختم و فرزند خسته و گرسنه بود. به محض اینکه وارد منزل شدیم خوابش برد.

در پی گم شدن مرموز پسرک 3 ساله در پایتخت، هنگامی که مأموران پلیس در سراسر پایتخت کشور عزیزمان ایران جست‌و‌جوی شبانه روزی را جهت یافتن کودک شروع کرده بودند، بعد

خب آیا به پلیس خبر ندادی؟

همین بزرگ ترین اشتباهم بود. واقعاً نمی دانم آیا او را تحویل پلیس ندادم.

می خواستی با فرزند چه کار کنی؟

در این چند روز حتی یکبار غریبی نکرد/ رفتار رباینده خوب بوده ، زن متهم به ربودن کودک 3ساله/ پدرومادریوسف

هیچی، گفتم چند روزی پیشم باشد تا خانواده اش پیدا شود.

چطور می خواستی خانواده اش را پیدا کنی؟

گفتم شاید فرزند بتواند اطلاعاتی به من بدهد، ولی فقط می گفت مامانم دهات است بابام با موتور رفته دهات. البته به خودم گفتم اگر پدر و مادرش پیدا نشدند حتماً او را تحویل پلیس می دهم.

در این مدت گریه یا غریبی نمی کرد؟

اصلاً، حتی یک بار هم گریه نکرد. باورتان نمی شود هنگامی که او را تحویل دادم گریه کرد. فرزند در این مدت آنقدر رابطه اش با من خوب بود که فکر می کردم پدر و مادرش از هم جدا شده است اند و دوستی مادری ندیده هست. آخر چطور ممکن بود فرزند در این سن و سال سراغ مادرش را نگیرد.

در مدتی که با هم بودید بیرون هم رفتید؟

یک یا دو بار پارک رفتیم، باقی مواقع منزل بودیم.

برای یوسف اسباب بازی یا سی دی کارتون نخریدی؟

نه، فقط چون لباس هایش کثیف بود برایش چند دست لباس خریدم. رابطه مان خیلی خوب بود.

تو و یوسف باهم تنها بودید؟

بله، مدت هاست که تنها زندگی می کنم و خانواده ام شهرستان هستند. خودم خرج زندگی ام را می دهم.

زمانی که می رفتی سرکار فرزند تنها بود؟

در این مدت مرخصی گرفتم و تمام وقت پیش یوسف بودم. راستش را بخواهید دنبال خانواده اش بودم تا اینکه دوستم با من تماس گرفت و گفت خانواده یوسف دنبالش هستند و عکسش را در اینترنت منتشر کرده اند، من هم با آنها تماس گرفتم.

چه ساعتی زنگ زدی؟

حدود ٧ عصر بود و یک ساعت بعد در محل قرارمان که نزدیکی های محل کشف شدن فرزند بود آنها را دیدم.

ازدواج کرده ای؟

بله ولی ١٥ سال قبل به خاطر اختلاف از همسرم جدا شدم. یک وقت فکر نکنید چون دلم فرزند می خواست او را برده ام. اگر ازدواج کنم می توانم فرزند دار بشوم. فقط دلم جهت فرزند سوخت. گفتم من یوسف رو با خودم نبرم، ممکن است دیگران او را با خود ببرند و هزار بلا سرش بیاورند.

حرفهای پدر و مادر یوسف

مادر یوسف به روزنامه جام جم گفت:

«یوسفم تازه شش ماه پیش زبان باز کرده بود. خیلی از حرف هایش را فقط من و پدرش متوجه می شدیم. هنگامی که ناپدید شد، فکرم همه جا رفت؛ نکند معتادها او را دزدیده باشند، نکند بلایی سرش آمده باشد. آرام و قرار نداشتم. یک بار نیمه شب حالم بد شد و مرا به بیمارستان بردند. هنگامی که یوسف ناپدید شد، دوربین مغازه های سه چهار کوچه اطراف را بررسی کردیم ولی سرنخی به دست نیامد. سه روز بعد، به فکرمان رسید دوربین های سمت مخالف خیابان را هم نگاه کنیم.

با بررسی آنها، زنی را دیدیم که دست یوسف را گرفته و او را با خود می برد. آنجا کمی خیالم راحت شد که پسرم را معتادها ندزدیده اند.» وی افزود: «تا این که یکشنبه شب، در مزار شهدای گمنام میدان امام حسین(ع)، چند خیابان دورتر از جایی که یوسفم گم شده است بود، پای روضه حضرت رقیه(س) نشسته بودم و جهت کشف شدن کودک سه ساله ام دعا می کردم که تلفن همراهم زنگ خورد. دایی ام بود. تا حرفش تمام شد، ناخودآگاه جیغ کشیدم «بچه ام پیدا شده» زن ها همه به من نگاه می کردند. با جیغ و فریاد از جایم بلند شدم. نفهمیدم چطور کفش هایم را پوشیدم. با تمام توان می دویدم. چند بار زمین خوردم و دوباره بلند شدم. باورم نمی شد یوسف سه ساله ام بعد از شش روز پیدا شده است باشد.»

او راجع به شرایط یوسف، یک روز بعد از کشف شدن نیز می گوید: «یوسف دیر زبان باز کرد و تازه از شش ماه پیش می توانست خوب حرف بزند. دیروز (یکشنبه) به خاطر جمعیت زیادی که به محل قرار آمده بودند، شوکه شده است بود. حتی بغل من هم نیامد ولی امروز (دوشنبه) حالش خوب است و بازیگوشی می کند. خدا را شکر آن زن واکنش‌ها خوبی داشته و آسیبی به فرزند ام نزده هست. حتی موقع تحویل، لباس نو تنش کرده بود.» یوسف راجع به واکنش‌ها این زن هم به مادرش گفته است: «آن زن برایم بستنی و لباس نو خرید.»

پدر یوسف هم ظهر دیروز به دادسرا رفته بود تا پرونده را پیگیری کند. او به جام جم می گوید: «اول صبح، بعد از انجام کارهای عضویت مدرسه علی ـ برادر هفت ساله یوسف ـ به دادسرا رفتم. موفق نشدم متهم را ببینم ولی او دیروز (یکشنبه) در کلانتری به من گفت، هنگامی که یوسف را در خیابان تنها دیده، جهت این که فرزند اذیت نشود، او را به منزل اش برده و نمی دانسته باید چه کار کند.» او با بیان این که متهم هنوز در بازداشت هست، افزود: «هرچند این زن در این شش روز خیلی ما را اذیت کرد، طوری که حتی نمی توانستیم غذا بخوریم ولی هنگامی که او را در کلانتری دیدم به این نتیجه رسیدم انگیزه کودک ربایی نداشته و زیاد به خاطر پرسشها معنوی دست به این کار زده هست. حال باید منتظر تحقیقات پلیسی و قضایی در این باره بود.»

واژه های کلیدی: ایران | فرزند | خیابان | خانواده | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs